باید تمرین کنم !

باید تمرین کنم از حرف کسی ناراحت نشم؛ اگر هم شدم به روم نیارم!

این روزا بهترین سرگرمی برای من خواب ِ یه خواب طولانی(!)

بالش و پتومو خیلی دوست دارم! احساس تنبلی و خستگی می کنم دست خودم نیست بیشتر از همه چیز به خواب فکر ...!

آقای صندلی عزیز اسم جدیدی برای من انتخاب کرده؛ کوالا!

دیروز عصر ساعت 5/7 بعدازظهر شب شعرطنز شکرخند خیلی خوب به استثنای جاهایی که دلم می خواست کفش از پا دربیارم و بزنم توی سر خواننده شعر که مطمئنم خودش هم نمی دونست چی داره می خونه!

بهترین قسمت هاش هم موقعی بود که آقای زرویی و استاداحمد شعراشونو خوندن، قهوه ای...!

همچنان منتظرم تا آقای مولایی سردبیر مجله الکترونیکی هفت‌سنگ یه فکری به هاست بفرمایند تا خونه ام از بی رنگ و رویی در بیاد...

این روزا هر ساعتی از شبانه روز تصمیم به کانکت شدن گرفتم موفق نشدم البته کانکت می شم ولی قربون همه سایت ها و وبلاگها برم که خیال بالا آمدن ندارند ولی در عجبم که اقای صندلی چطور ساعتها بدون کوچکترین مشکلی توی اینترنت گم می شن!

باز هم تکرار می کنم که باید عادت کنم یا یاد بگیرم ازحرف کسی ناراحت نشم... کوچه علی چپ روا واسه چی گذاشتن!؟ واسه همچین مواقعی دیگه...

 

+نوشته شده در یکشنبه ۸ امرداد ۱۳۸٥ساعت٥:۳۸ ‎ب.ظتوسط فاطمه | نظرات