خونه خاله کدوم ور...
«تقديم به روح پاک خاله عزيزم»

بچه هاتوی حياط بازی می کردند:

« گرگم وگله می برم چوپون دارم نمی زارم
دندون من تيزتره دنبه من لذيذتره
خونه خاله کدوم ور ازاين ور،ازاون ور»


مادربزرگ به سنگ کنارش اشاره کردوگفت:« ازاين ور،ازاين ور،ازاين ور»
بچه هادورمادربزرگ حلقه زدندوگفتند: کدوم ور،کدوم ور،کدوم ور؟
مادربزرگ بازسنگ کنارشو نشون دادوگفت: این نشونی جدیدخونه خاکی خالتونه...وبازبه یادش گریه کرد.

+نوشته شده در یکشنبه ٢٧ مهر ۱۳۸٢ساعت٧:٥۱ ‎ق.ظتوسط فاطمه | نظرات