تشکر...

يک خرمن گل ياس ونرگس سلام!



سلام به دوستان عزيزی که به طريق ممکن لفشونو شامل حالم کردند..بايدبگم من هنوزاميدوتوکلمو ازدست ندادم.
گرچه زندگی نوپای من تقريبادرمرحله ازدست رفتن است«بنابه دلیلی»ولی اميدووتوکل روازدست ندادم،چون مطمئن هستم خيری دراين مسئله هست که من واطرافيان غافل ازاونيم...به همين دليل زيادخودمواذيت نمی کنم«البته مدتیه» وخيلی راحت خودموبی خياله زندگی وعشق وهرچی که مربوط به عشقه کردم .....چون يه عشق بالاتردارم...عشق به خدا...
عشق که همه عشقها جلوش کم ميارن که هيچی نابودن! به خاطرهمين برام مهم نيست ته اين ماجرا چی ميشه....اثلامهم نيست....البته گاهی شرايط عرصه رو به من تنگ می کنه ولی می دنم که خدا هست.......!!

+نوشته شده در شنبه ۱٧ آبان ۱۳۸٢ساعت۱٠:٤٥ ‎ق.ظتوسط فاطمه | نظرات