زنجيرباد...


شب وسوزدل وآه يتيمان
شب وبغض گلوی عندليبان
علی بودوبه سجده سرنهادن
علی بودونمازعشق خواندن
علی بودويتيم مانده حيران
علی بودوزنان خانه ويران
علی بودوشکايت های مردم
علی ونان جولانان گندم
علی وخانه خردوحقيرش
علی و راززهراوبقی اش
علی وذوالفقاربی نظيرش
علی وجنگ صفين اميرش
علی وشکوه راباچاه گفتن
علی وفزت رب الکعبه گفتن
علی رانی توان تفسيرکردن
که گوئی بادرازنجيرکردن.

+نوشته شده در پنجشنبه ٢٢ آبان ۱۳۸٢ساعت٩:٢٩ ‎ق.ظتوسط فاطمه | نظرات