آسمون

توي اين برهوت اعجازستاره ها قابل تقديس اند ستاره هايي كه شبهاي دل آدمارو روشن مي كنن ومونس قلباي تنهاي دورازآبادي مي شن.
كاش بعضي ازآدماتنها مي‌شدندتاجاي خالي عشق ودوست داشتن رو حس مي كردن.
شايدهركدوم ازاين ستاره‌ها ،سوسوي دل يه عاشق تنهاباشن.
آسمون دل عاشق،يك شب پرستاره‌، پرمهتاب،يك شب ابري، يك شب طوفانيه.
اماكاش مي‌شدآسمون دل آدما هميشه صاف باشه،آبي باشه،هميشه شباش پرستاره باشه،كه ابراي عبوس دلتنگي،ابراي بدجنس اندوه ديگه جرأت نكنن پاشونو به آسمون دلها بزارن.
اين كهكشون سياه وسفيدخونه دل تمام عاشقاست.اينجاست كه مي شه فهميدآسمون چقدردل عاشق توخودش جاداده .
همينه كه وقتي عاشق آسمون صاف وپرستاره رو مي بينه قلبش به تپش مي افتد،همينه كه چيدن ستاره ها آرزوي ديرينه‌ي ماآدمامي شه،همينه كه هركسي يه ستاره توي دل آسمون داره،همينه كه آدما هميشه مي خوان درشتاشو براي خودشون سوا كنن،همينه كه چشم آدم درچرخشه چون به دنبال گمشده‌ي دلش مي گرده .
عشق آدما به خاطر دست نيافتني بودنشه كه عشقه.اگه عشق مثل هرچيز ديگه اي آسون به دست مي اومدكه ديگه عشق نبود.ايستگاه ابدي دل آدما عشقه.
دريچه هاي قلبتو روبه آسمون بازكن.بزارآبي آسمون بباره روي دلت،بزارستاره هاي آسمون ببارن روي دلت.نترس! ستاره هانمي سوزونن،ستاره هاوقتي قرارباشه رودل آدم ببارن سردمي شن،مهربون مي شن،نرگس مي شن وباغ تنهايي آدم رومعطرمي‌كنن ،معطرمي‌كنن به بوي خوب بارون .نترس!دلترو روبه آسمون نگه دار.مطمئن باش اگه توبخواي ،بارون ستاره ونرگس هرروزِهرروزِهرروز روي دلت مي باره.
كاش دل ماهم آسموني بود...

+نوشته شده در شنبه ٢٦ بهمن ۱۳۸۱ساعت۱٢:٠٢ ‎ب.ظتوسط فاطمه | نظرات