رساله‌ي چشميه يا چشمت به غمزه ما را...!

 

 

 پيشنوشت:

 

يه روز يا بهتر بگم يه روز عصری كه من و آقاي صندلي عزيز طول خيابان انقلاب (ابتداي فروردين تا كارگر جنوبي)را طي مي‌كرديم جملات زير موضوع بحث ما براي ساكت نبودن در همان طول خيابان انقلاب (ابتداي فروردين تا كارگر جنوبي) بود؛ فكر كنم خوندنش خالي از لطف نباشه...!

 (آقاي صندلي با نماد (-) ومن با نماد(--)

 

«-راستي چشمم درد مي‌كنه!

-- يه نگاه از روي همدردي

-اِ.. مي‌دوني چيه؟! چشمم درد مي‌كنه!

--چي شد كه درد گرفت (البته باز هم خنديدم و يه نگاه همدردانه)

- اون خانوم چه روسري قشنگي داره! چشمم درد مي‌كنه!

--(؟؟؟؟)

- اون آقاهه بي سليقه است كراواتش از  پایین جليقه­اش زده بيرون! چشمم درد مي‌كنه!

--(؟؟!!!؟؟)

گداي سر خيابون (... ابوالفضل نگهدارت...)

-ايشا ا... ! چششم درد مي‌كنه!

--(به نظرشما چشمش درد مي­كنه يا قضيه لوس­كردن و ناز دادن و ازاين حرفها (ولي باز يه نگاه همدردانه))

-روزنامه نمي‌خوايْم ! چشمم هم درد مي‌كنه!

--يه نگاه متعجب شاخدار

-گوشتوبيار جلو يه چيزي بهت بگم!

-- سرمو تا حد متعارف بردم جلو و...

-چشمم خيلي درد مي‌كنه

--خوب مي‌شه

-راستي چشمم درد مي‌كنه ها

خيل كتاب فروشان

-كتااااااااااااااااااب! چشمم درد مي كنه(با ناله)

شام مهمون داريما! چشمم درد مي‌كنه

--يه نگاه به ساعت(18:43 عصر) الان مي‌گي؟؟؟

-از زهره چه خبر؟ چشمم درد مي‌كنه!

--حالا شام چيكار كنم؟

-واااااييييييييييييييييييييييي مي‌دوني چي شده؟

--نه

-چشمم درد مي‌كنه

--دستام ديگه داره مشت مي‌شه؛ حالا شام چي درست كنم؟

- راستي آقاي داورپناه................. ! چشمم درد ميكنه!

-قراره بلفي تماس بگيره ! چشمم درد مي‌كنه

--بگو شام چيكار كنم

-راستي چشمم درد مي كنه شام چي داريم؟

-قدرت داره مي‌ره چشمم درد مي‌كنه ژاپن!

-- اِ اِ اِ اِ اِ اِ اِ بگو شام چيكار كنم خب؟»

 

پسنوشت:

خلاصه اين "چشمم درد مي‌كنه" ها تا رسيدن به خونه يا شايد هم سر كوچه ادامه داشت و من نفهميدم واقعن چشمش درد مي‌كرد يا اتفاقات توي خيابون باعث چشم دردش شده بود يا اينكه يه جايي از  دلش درد مي‌كرد و اون چشمشو بهونه كرده بود يا سرش درد مي‌كرد و چشمشو بهونه كرده بود يا دستش يا پاهاش يا شصت پاش... نكنه شصت پاش رفته تو چشش!

 

***

يک شعر عاشقانه‌ی خشوونت‌آميز مازندرانی:

 

 

  مِسِلمانون مِرِ با كارد بَكوشين

مِه گوشتِ بَوِرين دیات بَروشين

مِه گوشتِ بَوِرين دیات به دیات

همه رِ كم هادين مِه يار د ِ زياد

 

ترجمه:

 

مسلمان مرا با كارد(!) بكشيد

و گوشتم را در دهات بفروشید

گوشتم را ده به ده بگردانيد

به همه كم بدهيد و به یار من زياد(!)

 

+نوشته شده در سه‌شنبه ٦ دی ۱۳۸٤ساعت۱:٠۸ ‎ب.ظتوسط فاطمه | نظرات