ترس
ديرگاهي است درجستجوي خويشتنم
ازويرانه هاي زندگي عبوركردم
تنهاخاطراتي شكسته يافتم
خاطراتي خاموش.
اكنون مي‌ترسم
ترسم ازمرگ نيست
ترسم از گم شدن است
ترس محتاج بودن به لبخندي!
+نوشته شده در شنبه ٢٤ اسفند ۱۳۸۱ساعت۱٢:٠٤ ‎ب.ظتوسط فاطمه | نظرات