سفر به ستاره آباد و یک علی ِ کوچولو!

علی حسین نژاد

این روزها هوای ستاره آباد  را نفس می کشیم  من و سارا و علی که عکسش را می بینید

یک حس تازه و یک اتفاق قشنگ برای من و باباش! از ساعت ساعت ِ 7:45 ِ صبح ِ روز ِ شنبه 20 مهرماه!

***


کلاغـه اخــبار جدید آورده...
فلانی که یادته؟ طفلی مرده!
در اثر فــلان مرض، فــلان جا
گزارش فوری و توپ میخواما!
اینقده لفتش نده که بیات شه
بدو الــهی عــزرائیل فدات شه!
یه پیرن ســادهء مشــکی بپوش
اون میکرفن سیاهه رو ببر، کوش؟
هرکی باهاش خاطره داشته بگو
تعــریف کــنه برای ما مــو به مــو!
هر چی خودمونی باشه بهتره
تکــیه کلام و شوخی یادت نره!
عکــسای یادگـاری شـو با مرده
بفرسه صاف و صوف و تا نخورده
یه شعر خوب طبق روال مرسوم
بگن واســه مدح و رثای مرحــوم!
که چاپ کنیم تو نشریات معروف
بدو برو دیگه... فضــولــی موقوف!
* مصــاحبه با گریــه یادت نره!
هرچی درام ترش کنی بهتره
دو سه تا بازیگر خوب نیازه
برای ختم و تشییع جنازه!
فیلم مراســم به خاک سپاری...
اعلامیه ش! یادت باشه بیاری
برای دعوت از عــموم مــردم
تو شب سه و هفته و چهلم
پوستراشو بچسبونین رو دیوار
مکــانای شــلوغ و پر طــرفــدار
هر کی بمیره واسه ما عزیزه
حتی اگه مرده باشه یه ریزه!
هرکــی بمیره میره صــدر اخبار
چه حکمتی داره بمونه، این کار!
آدما دوس دارن خبر بخونن
ریز هــمه حــوادثو بــدونن
از طــرف خــبر گــزاری «چیز»
یه تاج گل ببر واسه این عزیز
یادت باشــه گــرون و آبرومــند
شوخی ندارم بچه بیخود نخند!
خلاصــه کامل باشــه این گــزارش
می خوام حسابی بزنه توی چش
مردن همه مخارجش یه باره
آدم مـــرده دردســـر نــداره!
هر سن و سالیم بگی می تونه
اخــبار و مرگ و میرو هی بخونه
یه خــبر سالــمه و بی ضــرر
مرده ها بی زبونن و بی خطر!
هرکی بخواد یه شبه مشهور بشه
از اینــجا بهــتره کــمی دور بشه
یعــنی بلا نسبت تون بمیره
تا دنیا هی ازش خبر بگیره!
زندگــی ارزشــی نداره آقا...


خوشا به حال همهء مرده ها! * مصاحبه با گریــه یادت نره! « والله این گ ر ی ه است... نه گربه!»

-------

/ 17 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
دهلیز

سلام عزیزم...همین طور که میدونی وبلاگ من فیلتر شده لذا از این به بعد اگه خواستی سر بزنی به آدرسی که گذاشتم بیا....امیدوارم این یکی برقرار بشه!!....(اگه خواستی میتونی آدرس لینکم رو هم درست کنی)....با تشکر از زحمتت....انشاالله جبران کنیم....قربان شما مرتضی

مهتاب ترین

سلام مامانی به توان 2!! خیلی خیلی مبارک ها باشه قدم علی آقا... اما... سارا رو عوض من یکی.. نه دو تاببوس! فقط سارا روها![چشمک]

رنج و گنج

مبارکا باشه انشاالله: قدم نورسیده و نو نواری قالب که باز هم به احتمالاَ به علت آمدن اون نورسیده ست![دست][گل]

مسيح

ساعت 6 مي خواهم از خواب بيدار بشوم كه از همسفرانم عقب نيافتم ! خوب نگاهي به ساعت دقيق حركت مي اندازم : 8:15 فرودگاه مهرآباد پرواز ايران اير . . با كمي استرس مي خوابم (كه مبادا صبح با تاخير برخيزم) ! به هزار زحمت خوابم مي برد با صداي زنگ تلفن از خواب مي پرم ! هراسان و آشفته ذهنم به هزار راه مي رود و با خود مي گويم : اي بابا لعنت بر اين تنبلي آبرويم پيش دوستانم رفت ! حتما همه در فرودگاه دارند به ريش من مي خندند ! از پنجره دنبال نور و روشنايي صبح مي گردم ! چيري عايدم نمي شود ! بيشتر نگران مي شوم و با خود مي گويم حتما" يكي از دوستان زنگ زده كه بگويد نمي تواند بيايد ! . . كورمال كورمال دنبال گوشي موبايل مي گردم و به هزار زحمت پيدايش مي كنم ! باوركردني نبود ! حدس بزنيد شماره چه كسي بود ! . . اوه خداي من ! . . به نظر شما عباس حسين نژاد ساعت 3:45 نصف شب چه كاري مي تواند با من داشته باشد !!! . . مي خواهم يواشكي (براي اينكه سايرين از خواب بيدار نشوند بگويم : بله بفرماييد ! ) ميبينم قطع كرده است !!![عصبانی][عصبانی][عصبانی] . . واي به حال سارا !!!

مسيح

واي به حال سارا !!! . . مگر اينكه شماره موبايل سارا را گير نياورم ! . . يك دانه مو بر سر پدر بزرگوارش باقي نمي گذارم ! . . من مي دانم كه نصف شبي سارا بهانه اسباب بازي را مي گيرد و عباس آقاي گل هم موبايلش را به عنوان آماده تريم سرگرمي ممكن به ايشان مي سپرد تا ايشان هر رقمي را كه انگشتانش اختيار كنند ، نيمه شب از خواب بيدارش كند ! . . اين همه هيچ بي خوابي تا اذان صبح را هم درنظر داشته باشيد ! . . صبح دلم مي خواست كسي با جرثقيل بلندم كند ببرد تا فرودگاه كه بروم چابهار !!! . . [گل][گل][گل] [خداحافظ][خداحافظ]

مسيح

داستان ذيل در تاريخ 87/8/21 ساعت حوال 3:45 اتفاق افتاده است ! . . . با كمي تلخيص كاملا واقعي است !!! . . . و راستي اينكه : . . نو رسيده را قدم ميمون و مبارك باشد ! . . به نشانه تبريك : [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل] . . . [گل][گل][گل] [خداحافظ][خداحافظ]

علی

سلام امروز لینک شما را در بین لین های خیلی قدیمی پیدا کردم خوشحالم که هنوز می نویسید .... راستی قدم نو رسیده هم مبارک

حبیب محمدزاده

سلام صفحات گرامافون با سه شعر شروع شد منتظر نقد و نظر ارزشمند شما هستم

طلیعه

سلام فاطمه جان. ببخشید از این همه تاخیر. نی نی قانوچتون مبارک خانومی. از طرف من ببوسش. سارای گلت رو هم.

بانو

سلام. عید شما مبارک[گل]