فردايی سبز...

سلام عزيزان! تبريك منوبا يك روزتاخير به مناسبت فرارسيدن عيد سعيد فطر پذيرا باشيد ان شاءا... كه عيدي هاي خوبي روازدرگاه احديت بگيريد...عيدي منولطف كنيدبهfoteme@yahoo.com بفرستيد منتظر شون هستم ...يك وقت فكرنكنيد كه برگشتم!؟نـــــــــــــــه! آنتراك داشتم مثلن اومدم هوا خوري (البته توي اين تهرون آدم بهتره بگه سم خوري...بابا شماها چه جوري اينجانفس مي كشيد من كه مردم! دعادعامي كنم زودتربرگردم شهرخودمون)به محض اينكه برگشتم وسرم خلوت شد ازهمتون تشكراختصاصي به عمل ميارم....باششه (ش روباتشديد بخونين)....باششه ! ! !


***********************
39926_wallpaper280.jpg

39333_wallpaper280.jpg

39918_wallpaper280.jpg

39764_wallpaper280.jpg


من عاشق عشقم
انسانها،زمين وآسمانها رادوست دارم
پرنده درذهن من فراموش نشدني است
جنگلها،صخره هاودشتهارا چون آهوان وحشي
سرسبزي وچمن را
چون غزال تيزپا ودرياهارا
چون ماهيان عاشقم
من دراعماق ذهنم به خوشبختي وسعادت مي انديشم
به فردايي سبز.....!

/ 18 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
parsa_8m

لينک شما را در وبلاگ قرار دادم ... (: مهرت افزون..خوش زی

ali

با سلام و عرض تبريک در صورت امکان با ايميل وارد شده ارتباط برقرار فرماييد با تشکر فراوان

علیدا (فقط به خاطر تو)

سلـــــــــــــــــــــــا م . وبلاگ قشنگی داری . چه عکسهای قشنگی . نوشتت هم عالی بود . برات آرزوی موفقيت می کنم . روز خوش

قاقاليلي

سلام شعرت خيلی قشنگ بود ...مخصوصاًاونجایش که شاعر گفته عاشق غزال ها و ...است.:D...عيد توهم مبارک خانومي گل...فدات :غزاله

parsa_8m

هر سلامی آغز رفتنی است من نيز با امدنم غزل رفتنم را سروده ام ....در اينجا که منم .. کسی چه ميداند که بودن نيز همچون زيستن طاقت فرسا است؟! افسانهء من ؛ پرومته ؛ روزی به پايان خواهد رسيد و از ياد ها خواهم رفت .. و احساس ميکنم که اين آخرين منزل است ... سکوت نوميد و غم رنگ مغرب آرام و سنگين پيش می آيد و مرا همچون سايهء آواره ای در اين کوير در خود محو ميکند .. گويی هرگز نه ديروزی بوده است و نه فردايی خواهد بود ... ومن همچون شبحی از اين شبهای کوهستان های ساکت .. صحراهای به خواب رفته ... ويرانه های نوميد .. قبرستانهای عزادار و اين شهر های آلودهء متعفن ... ميگريزم و لب فرو بسته از ترانه ..! لب فرو بسته از ترنم و دست شسته از نوشتن و قلم سر به اين دشت بی اميد می نهم ...! تا ... ! پايان گيرم .. که چقدر در تند باد انديشه های هدايت و کامو به زمين و زمان بيگانه نگاه ميکردم ...!؟مهرت افزون..خوش زی..

یه دوست

سلام. باشه اون چيزی رو که گفتيد چشم. ديگه گريه هم نکن. اگه ميشه آدرس اميل خودتون رو به من بديد تا براتون بفرستم.

سایه آبی

سلام عزيزم برگشت تو هم بخير و سلامت باشد ممنون از لطفت خيلی زود لينکت را ميگذارم تا جبرانی باشد برای مهرت...باز هم منتظرت هستم...

محمد

سلام. تبريک ميگم به اين طرز فکر شما. فکر کردن به فردايی سبز خيلی در روحيه انسان اثر دارد.

محمد

تهران شب از تو دور است **تهران هميشه دود است.... اميد وارم به سلامت برگردی به ديار خودتان.البته قبل از اينکه در تهران خدای نکرده مريض بشی.يا حق