کمی آرام­ام می­کنی مادر؟!

 

.... کمی آرام­ام می­کنی مادر؟! ....

 

دلم تنگ شده برای یک لحظه خواب بی­اضطراب<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

دلم تنگ شده برای یک جرعه آب که سربکشم از تنگ شیشه­ای عرق کرده از سرما!

 

دلم تنگ شده برای همه شیطنت­هایم ...

انگار پایانی نداشت این همه سروصدا که هر روز با نسیم صبح تازه­تر می­شد و بلکه هم شدیدتر...

 

دلم تنگ همه­ی آغوش­های وقت و بی­وقت که زمان و مکان که هیچ، اهل خانواده و دوست و رفیق هم نمی­شناخت ؛ برای لحظه­ای باهم بودن با عشق!

 

« دلم تنگ شده برای سارایی دلم » ::

سارای وجودم انگار قصد ندارد آرام بگیرد تا تمام شود همه­ی این دلتنگی­هام...

 

 دلم آب، آغوش، آارامش می­خواهد ساراجانم!

مادرم! عزیزم! قلبم! تمام زندگی­ام! آرام بگیر!

من همه آرامش را برای تو می­خواهم...

کمی آرام­ام می­کنی مادر؟!

 

/ 29 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
علی

سلام خوبی بابا با احساس دوست داری باهم تبادل لينک داشته باشيم

بلفی

اگه واقعن خبريه خيلی خيلی تبريک ميگم. برای تجربهء زيباترين حسی که در دنيا خدا به انسان عطا کرده و از آن هيچ کس نيست جز مادر

طبرستان

سلام پارسال دوست امسال آشنا؟؟؟؟

کبوتر

يک ماه شد ... امشب ... هيچی

مینا

سلام خانوم خانوما! واقعاً خبریه؟ مبارکه انشاالله! به خیر و سلامتی!

کبوتر

رسيدن به خير

فاطمه

عید ِ میلاد ِ بانوی آب و آینه ، روز ِ مادر و روز ِ زن مبارک .

علی سعادت

سامی

سارايی دلتو سلامش برسون و هزار تا بوس.