کفش خدا!

وقتی آقای صندلی مشغول خواندن این شعرها با صدای بلند برای من بودند مو به تنم سیخ شد به خصوص شعر اولی؛

اینقدر سرم به ساراداری و علی داری و خونه داری و گاهی هم خودم گرم شده که اصلن نمی دونستم منظور شاعر از این حرفها چیه! اصلن قضیه بوش و لنگه کفش چیه تا اینکه همسر  گرامی روشنمون کردند.

آقای میری قلم شما درد نکنه!

کفش ِ خدا

برای روزنامه نگار عراقی منتظر الزیدی و کفش های نجیبش

:

 

شک ندارم طواف را ناتمام گذاشتی

و از سر ِ پیچ عرفه برگشتی

تا خودت را

به رمی شیطان بزرگ برسانی

 ***

این یک دو لنگه کفش

کجا کفاف می دهد

انتقام ِ چکمه ها و لگدها را؟

بیشتر بزن

***

پرتاب پرتاب است؛

فلسطینی و سنگ

عراقی و کفش.

راستی که کشف بزرگی بود

انقلاب کفش

***

تو بی تقصیری

کیست که نداند

کفش خدا بود

بر سر سگ خدا

***

که می داند؟

شاید که نگین سلیمانی عراق

در دست نسل توست.

داوود هم جوانکی بود

وقتی که بر سر جالوت کوبید

 ***

حالا می فهمم چرا

حکومت پیش علی

از "این لنگه کفش" هم بی ارزش تر بود

***

روسیاهی مان را

پیشکش تو می کنیم

کفش های نورانی ات

 واکس که می خواهد؟

بقیه شعرها را در وبلاگ پلخمون بخوانید.

 

/ 14 نظر / 24 بازدید
نمایش نظرات قبلی
عباسحسیننژاد

شرمنده ام که درک شاعرانه را از ماجرا با منطق های ریشه در فلسفه های نمی دانم کجایی قاطی کرده ای بچه درویش جان! آن خبرنگار را چیزی جز کفش نبوده برای عرض اندام در برابر بوشی که می دانیم چه به روزگار دنیا آورده است، عراق که هیچ! و این شاعر جز همین کلمات ِ کم، نداشت در برابر این حادثه! شاعری و پیامبری را در یک راستا قرار دادن هم از آن حرف هاست که خودت می دانی کار کارشناسانی است که دستشان به تلویزیون نرسیده و در همان مجلات کذایی برای خودشان شأن قائل شده اند... سلاح ابراهیم و موسی و محمد علیهم السلام دیگر بود چرا که شأن شان دیگر بد و سلاح این خبرنگار جز لنگه کفشی نبود! تو که اوضاع پرولتاریاهای جهان را می دانی که متحد بشو نیستند و جز همین کفش پاره و شلواری پاره، که زود از پا در می آیند در اختیار ندارند و ... انتظار از تو بیش از اینها بود...

[گل]

اول شخص مفرد

البت.. حظي عظيم و دل غشه اي مليح و ماندگار تا ساعاتي پس از كفش پراكني اين همكار محترم در خانه و كاشانه ما به راه افتاد... قاه قاه ابوي گرام مان هرگز فراموشمان نمي‌شود.. [نیشخند]

فریبا

سلام فاطمه جان[لبخند] من تازه فهمیدم! تبریک می گم [ماچ][گل] امید که عشق همیشه کانون خانواده اتونو گرم کنه [قلب]

پلخمون

سلام دقایقی پیش حضرت صندلی فرمودند شما با نظر لطفتان این اشعار را در وبلاگتان گذاشته اید. خواستم تشکر شدیداللحن خود را ابراز کنم. در کنار خانواده سالم و پیروز باشید

ساناز

پیرو دعایی که در وبلاگم کردی آمــــــــــــــــــــــــــــــــــیــــــــــــــــــــن

سامی

میگن گرون شده کفشا.سیاسی تداشتیم. علی اقا جیطوره. به روزم

حميد

ساراداري و علي داري و خونه داري‌[لبخند]

اولين همايش سراسري فرهنگي هنري معتكف

اديب و هنرمند گرامي اولين همايش سراسري فرهنگي هنري معتكف ، مهلت ارسال آثار مرتبط با اعتکاف تا ( 24/9/90) در قالب: شعر، خاطره، داستان، قطعه ادبی و پیامک تمدید شده است، لذا از حضرت عالي دعوت مي گردد تا در اين فراخوان شركت نماييد. به 14 اثر ممتاز و برگزیده به ترتیب امتیازی که هیأت داوران لحاظ خواهند کرد، هدایای ارزنده ای به شرح زیر اهداء خواهد شد: 1) هزینه سفر عمره ی مفرده برای 3 نفر 2) هزینه سفر عتبات عالیات برای 5 نفر 3) هزینه سفر مشهد مقدس برای 6 نفر آثار برگزیده پس از تنظیم و تایپ و صفحه آرایی در مجلدی شامل: (شعر)، (داستان)، (خاطره، قطعه ادبی و پیامک) چاپ و در مراسم افتتاحیه عرضه خواهد شد. دبیرخانه ی همایش به جز ایام تعطیل، از طریق تلفکس شماره ی 7730546 - 0251 و همراه 4531 746 0912 پاسخگوی شما خواهد بود. نشانی دبیرخانه همایش: قم ، خیابان دورشهر، کوچه 18، فرعی 14، پلاک 2 جهت كسب اطلاعات بيشتر به سايت www.Etekaf.org مراجعه شود. دبير خانه همايش سراسري فرهنگي هنري معتكف