حس لذت و افتخار و يك ساراي ملوس!

اين مامانمه خب!رفته بوديم پيش عمو سيوليكا!

 براي خاتمه دادن به شايعات و در عين احترام به نظرات دوستان ِ مهربانمان و اظهار علاقه مندي دوتايي مان به بابايي مهربونش، اين عكس سمت راستي كه مربوط به كوچولوانه‌گي من است افشا مي‌كنم!

پ.ن:

این شبها که خواب‌هام خیلی کمتر شده و دارم با این سارای عزیز دل حالی می‌کنم و هی گریه می‌کنه یعنی نق می‌زنه و بیشتر هم می‌خنده و میون خواب و بیداری شیر می‌خوره، يك حس لذت و افتخار بهم دست داده... مادر...

/ 27 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نغمه

سلام خوب هستيد خدا حفظش کنه چه جيگری شده معمولا دختر شبيه پدرش می شه ولی اين سارا خانوم ثابت کرد که حرفهايی تازه ای برای گفتن داره موفق باشيد

علیرضاآذر

سلام ..دوست من .. وحید نجفی کتابش را دوست دارد .. من وحید نجفی را ... با نقد مجموعه اش تحت عنوان این وحید نجفی استخوان ندارد به روزم با احترام علیرضا آذر....خدا حفظ کن جگر گوشه را

مريم

وايييييييييييييييی چقدر شبيه شماست..... موش بوخولتش

زهرا

الهییییییییییییییییییی.... این ناز نازی مثل مامانشه چه قد............ موشی...موشی

کولی پابرهنه

سلام .. در نوشته ات لذت کوچکی یافتم و زيبا بود نوشتتون در سبک خودش .. و با آن مدتی را سپری کردم .. امیدوارم که تو هم در نوشته های وبلاگ منم این لذت را بیابی.. (شما هم اگه دوست داشتی به کوير دل ما هم سری بزن .. خوشحال ميشويم از ديدن رد پايت بر روی ريگهای بيابانيم ...) اميدوارم که باز هم شاهد نوشته ای ديگر از شما باشم ...[kooli] ------ با گذاشتن لينکم چطو ر ..؟ موافق اگر بودی و از کويرکده ی دلم خوشت خوشت اومد خوشحالتر ميشم اگه رد پايی از من در .... تو بماند يادگار .. ---------------------------- یه گروه هم هست که من و جمعی از دوستان اونجا جمع شدیم به نوعی با هم در ارتباطیم به نام پابرهنگان .. آدرسش اینه ..> http://groups.yahoo.com/group/paberehnegan خوشحال میشم که آنجا هم ببينيم شما را

سپنتا

دل من بدجوری قيلی ويلی رفت............

بيژن

درودبرگرامی همدل. تارنگارزيبايی داری. خشنودمی شوم اگربه من هم سری بزنی. شادوپيروزباشی. بدرود.

آشنا

سلام... خوبين؟ جريان چيه فاطمه بانوی گرامی؟

مطهره

چرا خذفيديش؟؟