پنچره

پنجره رابازکن

بگذارنسيم درهوای

اتاق، بال وپری بزند

پنجره رابازکن

وبگذارکورسوی آفتاب

تنت راگرم کند

وسردی دی

که می رود تابه بهمن پيوندخورد

بردستانت بنشيند

که بعدازاين پيوند

پيوند زيبائی داری

بابهار

بازندگی

باطراوت

که خودانديشيدی تا

عقب نمانی اززمان

پنجره

زمان حال رابه تو نشان می دهد

پنجره رابازکن

بگذارپنجره هميشه بازبماند...

 

/ 10 نظر / 8 بازدید
امير

بابا تو آخر ذوقي بخدا..من يه كلمه گفتم....تو اين همه باهاش جملات زيبا و با مفهوم ساختي؟!...ايوالله

mojgan

بين اين آيدين وبادمجان برام چی کامنت گذاشتند......دعواشون کن....خب؟؟ برای طالع بينی به سايت بدهی يا پارس آن لاين بروbedehi.com parsonline.com

sami

سلام من که حال کردم راستی من تا ۱ ساعت ديگه دارم ميرم اميدوارم بتونم از پادگان فرار کنم و بيام وبلاگت رو بخونم

رامین

پنجره را گشودم... سکوتی بی‌پايان بدرون آمد... تا همدم تنهائيم شود... آری اکنون تنهائيم نيز همدمی پيدا کرده و تنهايم می‌گذاشت...

anOOsh

جاده های هموار هميشه بهترين راه نيستند٬

kolbeh darveshan

سلام .. خيلی شعر زيبايی بود .... پنجره ها بازند .. کاغذا می رقصند بروی ستاره ها.... موفق باشی.

حنیف

وای باران/ باران/ شیشه پنجره رات باران شست/ از دل من اما چه کسی نقش تو را خواهد شست ؟ ... شاد باشی

احسان

عشق يعني خوردن جام صفا عشق يعني رفتن راه وفا عشق يعني پرواز در حال و هوا عشق يعني جذب تو ترك جفا عشق يعني ديدن روياي تو عشق يعني عشق و عشق و عشق تو

محمد

سلام. اينجا نميشه پنجره را باز گذاشت. يخ ميزنيم. موفق باشی

نادو

برای من يک پنجره کافی ست؛ من در پناه پنجره ام با آفتاب رابطه دارم...