من از گربه نمی‌ترسم!

 

آقاي صندلي طي يك اولتيماتوم شديد‌الحن‌مانندی فرمودند كه:

 

" يه بار ديگه ببينم يا بشنوم كه از گربه ترسيدي مطمئن باش با تو برخورد بدی می‌كنم"

(اينو با عصبانيت و يه قيافه ترسناك كه طرف مقابل جرات نكنه كه حتي نفس بكشه ؛ طوري كه اگه

گربه‌‌اي همون لحظه از روي ژاهاش رد شد نتونه يه قدم عقب يا جلو بره؛ بخونيد)<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

از انوقت تا الاني كه در خدمت شما هستم 7 روز و نمي‌دونم چند ساعتي از اون ماجرا مي‌گذره و همچنان سعي من بر اينه كه با گربه كه سهله با سگ و شير و اورانگوتان و ماموت‌هاي خدا بيامرز حتا (!!) دوست بشم  و حتاتر زير يه سقفزندگي كنيم چه بسا فايده‌‌هايي رو هم داشته باشند.

مثلن چند وقت پيش حدودن کی! (دقيق يا غيردقيقش يادم نيست) توي يه مقاله‌اي كه مهندس وجودی دبير جمعيت کاهش خطرات زلزله ايران به من داده‌بود نكته جالبي رو خوندم مثلن اينكه زلزله رو مي شه با دوستي با حيوانات پيش بيني كرد باور نمی‌كنيد خودتون ببينيد و بخونيد:

سايت مرجع مهندسي عمران

 

حيوانات شامل اسبها، گاوها،آهوها ،بزكوهي، راسوها،موش صحرايي و مرغها و ديگر پرندگان نيز داراي رفتارهاي غيرعادي هنگام وقوع زلزله مي باشد. تجارب انجام آزمايشهاي مختلف نشان داده است قبل از زلزله داراي رفتارهاي غيرعادي كه مار حدود 8 ساعت، سگ 5 ساعت، موش صحرائي 4 ساعت اسب حدود 3 ساعت و مرغ 2 ساعت قبل از زلزله ادامه>>>

                                                              

 

 **

پرواز اونهم با ماشين! اگه تجربه نکردين بخونين!

«اما قصه از اون جايي شروع شد كه ظهر قرار شد با ميز ناهار درست كنيم و بعد اينكه با كلي شگرد تونستم ناهار درست كردن رو به خود ميز واگذار كنیم؛ >>>»

حکايت پرواز منو به روايت سحر بخونيد تا بعدها نوبت افشاگری من هم برسد.

 

 

/ 17 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حميد

من که ترجيح می‌دم هم‌چنان از گربه بترسم تا تشرهای آقای صندلی!!

نادو

اين روايت رو که خونديم ٬ منتظر روايت شماييم ...

سحر

هر چی بگی تکذيب می‌کنم! قابل توجه همه اينو هم بگم که اين قطره‌ای از دريا بود.! تهديد می‌کنم اگه ميز يا صندلی يه چيز بگن من هوار تا ماجرا رو می‌کنم! گفته باشم!

سحر

راستی ميگم مهندس علیرضا سعیدی مگه دبير اينی که گفتی نيست؟!!!!

مهدی

زوال از آغاز داده نمیشود و زادگی از نور بسوی تاریکیست و چیزی است بدست آوردنی مثل شخصیت! ولی سکوت شاید فریاد بلندی از حنجری بریده باشد که ماندگار در تاریخ است ! آنوقت چگونه سکوت عین زوال است؟ هیچگاه مطلق نباش

sami

سلام پس از اسن به بعد يه باغ وحش درست ميکنم توحونمون.. شعر قبليت منو ياد بار ديگر شهری که دوست ميداشتم انداخت... به ما هم يه سری بزن