بدجور!

sadgirl3.jpg

با صورت محکم خوردم زمين...
بدجوری خوردم زمين...
با دستام...
با چشمام...
با قبلم و با تمام وجودم خوردم زمين...
احساس کردم ديگه تموم شدم...
سرمو بلند کردم
دو تا دست ديدم...
گفتم:...اين مرهمه...اين با اونای ديگه فرق داره...آره خودشه، مرهمه...
بی‌خبر از اينکه خودش يه درد بود بزرگتر و عميق‌تر از دردهای ديگم...
حالا ديگه داره تموم می‌شه تمومه تموم... .
 ***

jeld3.jpg

ویژه‌نامه‌ی مولانا با یک مطلب از من در سایت هفت‌سنگ منتشر شد!

IIEES%20Friends%20Mehdi%20Vojoudi.jpg

دایرة‌المعارف تخصصی مهندسی عمران، سیویلیکا هم یک ‌ساله شد روز تولد مهندس وجودی هم همان روز است ظاهراْ! ( ۸ مهر ) به این می‌گویند تبریک دو تا تولد در یک پست!

/ 8 نظر / 18 بازدید
مهدی وجودی

از توجه و محبت شما بينهايت تشکر ميکنم و از اینکه به یاد من بودید سپاسگذارم.

مهدی

زياد به تموم شدنش ايمان نداشته باش .... شايد آرمش قبل از طوفانه

ازين بدجور بالايی من بدجور ترسيدم

فاطمه

سلام ... تولد مبارک که ! از اين تولدهای مردانه مثل بعضيها که اصلا به آدم کيک نميدهند دوست ندارم . مطلب رو ميخونم ... سلامتان را هم رساندم ببينيد بين راه جايی نرفته باشد ... اما اين بد جور را چشيدم با تمام وجودم .

رويا

صد بار گفتم... نشنيدی !

مهاجر

چه قدر عمر لازم است تا آدم مزه‌ى زيتون را بشناسد و ياد بگيرد ازش لذت ببرد؟ چه قدر بايد عمر كنى كه بفهمى سير و آويشن نه تنها يك تكه گوشت كه يك كاسه ماست را مى‌كنند معجزه؟ يك پياله‌ى كوچك ماست، يك پياله‌ى كوچك زيتون، يك تكه گوشت سرخ كرده، كمى گرد سير، كمى گرد آويشن، يك تكه نان گرم، يك شاخه گل، يك هم‌غذاى مهربان و خوش‌خلق، چند دانه خرما؛ همه‌اش چند؟ زندگى چيز گرانى نست؛ لذت هاش هم